امشب می خوام رو آسمون
عکس چشات و بکشم
اگر نگاهم نکنی ناز نگاتو بکشم
می خوام تورو قسم بدم به جون هرچی عاشقه
به جون هرچی قلب صاف رنگ گل شقایقه
یه وقتی که من نبودم بی خبر از اینجا نری
بدون یه خدافظی پر نزنی تنها نری
یه موقعی فکر نکنی دلم برات تنگ نمیشه
فکر نکنی اگه بری زندگی کمرنگ نمیشه
اگه بری شبا چشام یه لحظه هم خواب ندارن
آسمونای آرزو یه قطره مهتاب ندارن
می خوام یه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه
من باشم و تو باشی و یک شب مهتابی باشه
می خوام یه کاری بکنم شاید بگی دوسم داری
می خوام یه حرفی بزنم که دیگه تنهام نذاری
می خوام برات از آسمون یاسای خوشبو بچینم
می خوام شبا عکس تورو تو خواب گل ها ببینم
می خوام که جادوت بکنم همیشه پیشم بمونی
از تو کتاب زندگی یه حرف رنگی بخونی
امشب می خوام برای تو یه فال حافظ بگیرم
اگر که خوب در نیومد به احترامت بمیرم
امشب می خوام تا خود صبح فقط برات دعا کنم
برای خوشبخت شدنت خدا خدا خدا کنم
راستی دلت میاد بری؟ بدون من بری سفر؟
بعدش فراموشم کنی برات بشم یه رهگذر؟
اصلا ً بگو که دوست داری یخورده دوست داشته باشم؟
اسم تورو مثل گلا تو گلدونا کاشته باشم؟
حتی اگه دلت نخواد اسم تو،تو قلب منه
چهره ی تو یادم میاد وقتی که بارون می زنه
ای کاش بدونی چشمات و به صدتا دنیا نمیدم
یه موج گیسوی تورو به صدتا دریا نمیدم
خواستم با تو باشم نخواستی.
خواستم مونس و یارت باشم نخواستی.
خواستم در زندگی هم قدمت باشم نخواستی.
خواستم برای همیشه در کنارت بمانم نخواستی.
خواستم هم گام و هم نفس روزهای تنهایی ات باشم نخواستی.
خواستم پذیرای نگاه مهربانت باشم نخواستی.
خواستم قلبم را به یادگار تقدیمت کنم باز هم نخواستی.
نخواستی... هیچ کدام را نخواستی...
نخواستی...